مهرسامهرسا، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 13 روز سن داره

آشیونه سه نفره ما

روزهای نگرانی و اسباب کشی...

1392/8/27 13:29
نویسنده : مهربان
295 بازدید
اشتراک گذاری

مهر مامانی! امروز اومدیم مطب خانوم دکتر تا آزمایشامونو نشونش بدیم. دکتر آزمایشگاه می گفت فقط یه کم کم خونی دارم و مشکل دیگه ای نیست.

دختر گلم این روزا برای من سرشار از استرس و اشیاقه. همیشه توی خواب و بیداری به فکر نفس کشیدن تو هستم. به فکر اینکه یکی داره تو وجود من زندگی می کنه و نکنه من با بی توجهی حتی توی خواب اذیتش کنم. اینه که حتی توی این مدت تنها موضوع خواب هام هم تو شدی و سلامتی تو. دخترم! ازت می خوام قوی باشی و بدونی که مامان تمام حواسش به توئه.

مهرسای خوشگلم، تو این روزا من و بابا مشغول آماده کردن خونه جدیدمون هستیم. درسته که این کار انرژی  زیادی ازم می گیره، اما واقعا برام شیرین می شه وقتی فکر می کنم قراره اینجا من و تو و بابا بهترین روزای زندگیمونو بسازیم. بخصوص وقتی مشغول آماده کردن  اتاق تو هستیم. مامانی اگه بدونی! تمام مغازه های تزئیناتی شهر رو برای انتخاب کاغذ دیواری اتاقت گشتیم. امشب قراره بریم یه آلبوم جدید که مخصوص شما از تهران اومده رو ببینیم و در نهایت تصمیممونو بگیریم. دیشب پرده های پذیرایی و پرده های اتاق شمارو انتخاب کردیم. قراره یه حریر سفید شیشه ای با یه مخمل صورتی خوشگل برای روش برات بدوزن. راستی تخت و کمدت رو هم سفارش دادیم که قراره تا 20 روز دیگه آماده بشه. فکر می کنم ترکیبش با پرده و کاغذ و دیواری صورتی که می خوایم برات بزنیم خیلی خوشگل بشه. دوست دارم توام دوست داشته باشی دختر خوشگل مامان

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)