مهرسامهرسا، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 12 روز سن داره

آشیونه سه نفره ما

روزهای شیطونی دخترم

1392/11/2 13:18
نویسنده : مهربان
322 بازدید
اشتراک گذاری

دختر نازم امروز اومدم دکتر. فکر می کردم تصمیم گیری برای سزارین راحت تر از اینا باشه. اما هنوزم قطعی نشده. مهمترین نکته سلامتی توئه مامانی. این چند وقته خیلی حواسم بهته. توام انگار متوجه شدی و یه وقتایی هوس می کنی باهام بازی کنی. مثلا امروز صبح دیگه داشتی اشکمو در می آوردی. هر چی دستم می رسید خوردم تا بلکه خوشت بیاد و یه تکونی به خودت بدی. شاید دیشب چون تا دیروقت بیدار بودم توام خوابت نبرده بود و صبح به همین خاطر نمی خواستی بیدار بشی. اینجور وقتا،‌زمانی که بالاخره شروع به تکون خوردن می کنی انگار دنیا رو بهم دادن. حسابی بوست می کنم و یه نفس راحت می کشم.

مهر مامان! چند شب پیش که با بابا داشتیم فیلم می دیدیم، دستشو گذاشته بود روی شکم من و داشت هر دوتامون نوازش می کرد که یه مرتبه تو انقدر خودتو تکون دادی که دست بابا داشت پرت می شد اون  طرف! بابا کلی ذوق کرده بود و می گفت "دخترم حتما مثل باباش عاشق فیلمه"!

راستی مامانی بهت گفته بودم توی یه کلوب عضوم که اعضاش همه مامانای نی نی های بهمن هستن؟ اما جالبه که تا دیشب ١٣ نفر از نی نی ها به دنیا اومدن! حتی تا رسیدن ماه بهمن هم صبر نکردن. دیشب داشتم عکسی نی نی های به دنیا اومده رو می دیدم. خیلی ناز و دوست داشتنی بودن. دلم هوای دیدنتو کرده شدیدا !

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)