مهرسا پس از 6 ماهگی!
هفته ای که گذشت دخترم در تکاپوی انجام دو کار مهم بود. یکی عادت کردن به مزه های جدید و مهمتر از همه خوردن سوپ بود که در این زمینه تونست به موفقیت هایی البته با تلاش های شبانه روزی مامان و بابای خلاقش دست پیدا کنه. تلاش های خلاقانه ای مثل: استفاده از دو قاشق موقع غذا خوردن(یکی دست مهرسا یکی دست مامان!)، درآوردن صدای غرش شیر از طرف بابا،خوردن همزمان سوپ و پوره سیب زمینی(اونی که دوست نداره با اونی که دوست داره!)، تقلید صداهای اعتراضی مهرسا توسط مامان و بابا البته با وولومی به مراتب بلندتر(که در نتیجه بچم کم می آورد) و ....


اما کار مهم بعدی نشستن بود!
بله دختر عسل طلای مامان بالاخره در پایان هفته ای که گذشت تونست زمانی در حدود 1 دقیقه (شایدم بیشتر) بدون کمک بشینه. که البته خودشم کلی ذوق کرده بود. کلی با هم خوشحالی کردیم و عکس گرفتیم

اینم یکی دیگه از فعالیت های جانبی دخترم که البته مدتهاست داره روش کار می کنه و دیگه کم کم داره حرفه ای میشه. توی این عکس مهرسا و مامانش رو می بینین که در جال به روز کردن وبلاگش هستن. اینجوری که خورشید خانوم داره پیش میره بعید نیست به زودی خودش به تنهایی بیاد و بدون کمک مامان وبلاگشو آپ کنه!



مهرسا پس از 6 ماهگی! 




