مهرسامهرسا، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 16 روز سن داره

آشیونه سه نفره ما

مهرسا پس از 6 ماهگی!

1393/6/9 4:46
نویسنده : مهربان
572 بازدید
اشتراک گذاری

هفته ای که گذشت دخترم در تکاپوی انجام دو کار مهم بود. یکی عادت کردن به مزه های جدید و مهمتر از همه خوردن سوپ بود که در این زمینه تونست به موفقیت هایی البته با تلاش های شبانه روزی مامان و بابای خلاقش دست پیدا کنه. تلاش های خلاقانه ای مثل: استفاده از دو قاشق موقع غذا خوردن(یکی دست مهرسا یکی دست مامان!)، درآوردن صدای غرش شیر از طرف بابا،خوردن همزمان سوپ و پوره سیب زمینی(اونی که دوست نداره با اونی که دوست داره!)، تقلید صداهای اعتراضی مهرسا توسط مامان و بابا البته با وولومی به مراتب بلندتر(که در نتیجه بچم کم می آورد) و ....

اما کار مهم بعدی نشستن بود!

بله دختر عسل طلای مامان بالاخره در پایان هفته ای که گذشت تونست زمانی در حدود 1 دقیقه (شایدم بیشتر) بدون کمک بشینه. که البته خودشم کلی ذوق کرده بود. کلی با هم خوشحالی کردیم و عکس گرفتیم

اینم یکی دیگه از فعالیت های جانبی دخترم که البته مدتهاست داره روش کار می کنه و دیگه کم کم داره حرفه ای میشه. توی این عکس مهرسا و مامانش رو می بینین که در جال به روز کردن وبلاگش هستن. اینجوری که خورشید خانوم داره پیش میره بعید نیست به زودی خودش به تنهایی بیاد و بدون کمک مامان وبلاگشو آپ کنه!

پسندها (6)

نظرات (1)

خاله مهرسا
11 شهریور 93 12:17
خاله جونم من جدیدا متوجه شدم که وقتی توی یه کاری مبتدی هستم از این قضیه خوشحال بشم .. چون به من فرصت "پیشرفت" رو میده . و این آقای پیشرفت خیلی چیز هیجان انگیزیه یه جورایی که وقتی تو کارت اوستا شدی لذتت دو برابره کسیه که از اول تو کارش اوستا بوده و حالا که دارم پیشرفت های چشمگیرتو میبینم باید بگم که حقااااا که دختر خواهر خودمی
مهربان
پاسخ
: منم به عنوان مامان مهرسا میگم که حقا که دخترم به خالش رفته هر روز یه کار جدید و یه پیشرفت هیجان انگیز