دختر هنرمند من
شیرین کاری ها و هنرنمایی های دخترم روز به روز داره بیشتر میشه. الان دو هفته ای هست که داره تمرین می کنه انواع چیزایی که دور و برش هستن رو بگیره و هر روز داره پیشرفت می کنه و مدت زمان مکث قبل از حرکتش کوتاه تر میشه
10 روزی میشه که سخنرانی کردن(صدا سازی) رو هم شروع کرده. البته قبلا قان و قونای کوتاه داشت. اما الان علاوه بر اونا آواز می خونه. یه وقتایی هم انگار داره یه چیزی تعریف می کنه یا درد دل می کنه دختر نازم
حدود یه هفته پیش بود که اولین قهقهه ی مهرسا جونو شنیدیم. فوق العاده بود. معجزه ی ما با تمام وجودش می خندید و من و باباشم از ذوق سر از پا نمی شناختیم. البته سر این که به کدوممون بخنده با هم حسودی می کردیم(البته این کارو همیشه می کنیم
)
راستی گوشای دخترمم 5 روز پیش سوراخ کردیم. الان یه جفت گوشواره با نگینای بنفش رو گوشای دختر نازم می درخشه.
به زودی عکساشو می زارم


دختر هنرمند من 
